حسن حسن زاده آملى

24

دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى)

درس 6 : منطقة البروج و مدارات عرضى هر گاه دو دائره عظيمه كره اى در يك سطح نباشند يكديگر را در دو نقطه به تناصف تقاطع كنند . يعنى هر يك از اين دو منطقه بر آن دو نقطه به دو نيمه شود ، و از هر نقطه تقاطع چهار زاويه پديد آيد . پس اگر در اين صورت سطح يك دائره بر سطح دائره ديگر قائمه باشد هر يك از آن زوايا قائمه بود كه قوس مقدر آن ربع دور يعنى نود درجه بود ، و اگر قائمه نباشد تقاطع ايشان بر زواياى حاده و منفرجه باشد . قوس مقدار زاويه حاده كمتر از ربع ، و منفرجه بيشتر از آن بود . حال بدان كه دائره منطقه البروج از سطح معدل النهار مايل است كه نه در سطح دائره معدل النهار است ، و نه قائم بر آن لاجرم با وى به تناصف بر زواياى حاده و منفرجه تقاطع كند . و محور اين حركت با محور معدل النهار بر مركز عالم متقاطع شود هم بر زواياى حاده و منفرجه . چون تقاطع ياد شده به تناصف است پس آن دو نقطه تقاطع ، دو نقطه متقابل و متقاطر خواهند بود ، و هر نيمه محيط عظيمه نصف دور يعنى 180 درجه . و از فلك بروج يك نيمه در جانب شمال معدل النهار باشد ، و يك نيمه در جانب جنوب آن . و چون منطقة البروج دائره شمسيه است كه مدار شمس در سطح آنست ، ناچار مدار شمس با دائره معدل النهار در همان دو نقطه تقاطع كند ، و نسبت او با معدل چنانست كه دائره منطقة البروج با وى . هر نقطه اى كه در دو طرف منطقة البروج بر كره فرض كنند ، مدار آن كه